0

برگشت از کربلا به مهران با کامیون های حشد الشعبی آمدیم

در کراج سید جوید که گاراژ جنوبی کربلاست و چهل دقیقه پیاده از حرم فاصله دارد جمعیت زیادی آمده بودند با همان جریان راهپیمایی و جمعیت زیاد برای عزیمت به مهران باید به آخر گاراژ میرسیدیم.

ون ها برای آنکه خالی بر میگشتند‌ کرایه را دوبرابر کرده بودند که میشد ۲۰ هزار دینار یا ۲۷۰ هزار تومان.

اما سپاه و حشد الشعبی هم کامیون گذاشته بودند، بیش از ۷۰ کامیون که هر کدام ۱۰۰ نفر ظرفیت داشتند و انصافا راحت بودند، برای خسته هایی مثل ما و اینکه دو بار در روز این مسیر را رفتند که جمعا ۱۴۰۰۰ نفر را جابجا کنند. البته اتوبوس و اینها هم بود. در مجموع عمده انتقال مسافران با ون ها بود چون تعداد ون ها بیشمار بود، شاید هزاران ون …

تعدادی هم به نجف می آمدند و خیلی ها هم سایر مرزها. خلاصه …

راننده فردی بود با اسمی شبیه موسی که هر چند بار پرسیدم نفهمیدم دقیقا چه بود، ساکن بغداد و حدودا ۳۰ ساله، با سه فرزند که عاشقشان بود، در پشتیبانی حشد الشعبی کار می‌کرد (مدیریت لاجستیک) و در موصل جانباز شده بود. به علت یک عملیات انتحاری که عکسش را نشان داد. با تفنگ و لباس سازمانی و تنها ما را رساند به مهران، مجبور شد از مسیر طولانی تری بیاید تا سختمان نباشد.ساعت ۲ شب حرکت کردیم و ۱۰ صبح رسیدیم مهران. من از میانه مسیر برای بیدار بودن راننده با او هم صحبت شدم و کمی در مورد مسائل مختلف صحبت کردیم.

گفتم در ایران می‌گویند شما همه چیز را به عراق می‌فرستید گفت در عراق هم به حشد الشعبی می‌گویند شما همه چیز را به ایران می‌فرستید.

از آنجا که شارژ گوشی ام تمام شده بود نتوانستم عکسی از کامیون و موسی در روز بگیرم.

این نمایی است که وقتی کف کامیون می‌خوابیدم از ماه و ستاره ها داشتیم آن هم از سوراخ کیسه خواب

همه خوشحال از اینکه وسیله ای رایگان و راحت آن ها را تا مرز میبرد

دیدگاهی دارید؟