1

شکایت قاضی پیش داروغه بردن، اشتباه تکراری صنفی شریف در بهار ۹۹

از آنجا که صنفی یک جریان چپ است و باید آن را قدر دانست باید به ادبیات و روش های آن هم آشنا شد. متاسفانه در چند جریان اعتراضی گذشته در دانشگاه شریف شاهد بودیم که صنفی در اعلام نارضایتی از تصمیمات دانشگاه سلسله مراتب اداری را چنان رعایت می‌کند که حتی در نامه نگاری هم مرسوم نیست. وقتی جمعیت دانشجویان نسبت به یک تصمیم عصبانی است یعنی زمان به نفع اعتراض نیست و اگر قرار است حقی ادا شود باید با بهترین سرعت به سراغ چیزی رفت که برای دانشگاه حساسیت برانگیز است و می‌تواند یک فشار محسوب شود و الا عصبانیت ها روز به روز کمرنگ تر میشوند. جمع آوری امضا آن هم خطاب به همان مسیولینی که اشتباه از ایشان سر زده یعنی باطل کردن این جریان ناراحت و معترض. تفاوت یک رهبر خوب  و یک رهبر بد در انتخاب نقطه اعتراضات است. در اینجا دبیران صنفی چنین نقشی دارند. ایشان باید مسیر و هدفی را انتخاب کنند که بدون آنکه اعتراضات را مورد سو استفاده قراردهد تا حد امکان مسئولین را متوجه اشتباهشان کند.

برای مثال تجمع، تحصن و اعتصاب یکی از این روش هاست. بیشتر اعتراضات کارگری در دنیا به همین شکل رخ میدهد. این حرکت ها ضمن هماهنگ کردن نیروهای معترض و نشان دادن وحدت ایشان میتواند فشار زیادی بر مدیران سازمان بیاورد. در شریف تجمع از نظر قانونی جزو اختیارات صنفی نیست و باعث شده تا پای صنفی به اتهامات امنیتی باز شود . تجمع به راحتی قابل کنترل نیست و امکان تکرار آن هم پایین است. در سیستم تصمیم گیری کشور به تجمعات به چشم یک رفتار غیر درست نگاه می‌شود پس تجمع راه حل مطلوبی نیست هرچند صنفی در شریف در چند سال گذشته همیشه تجمع را به عنوان راه حل نهایی قلمداد کرده‌. تحصن هم به دلیل شرایط کرونایی اساسا غیر قابل طرح است چون حضوری وجود ندارد که بخواهد ادامه پیدا کند. اما در مورد اعتصاب، در حال حاضر در جریان اعتراض به تصمیم دانشگاه یکی از راه حل ها برای مثال عدم شرکت در امتحان است. صنفی می‌تواند تعهدی از عدم شرکت در امتحانات نمره ای از دانشجویان جمع آوری کند. قطعا اگر تنها ۲۰ درصد دانشجویان در امتحانات شرکت نکنند فشار بر آموزش به قدری زیاد است که مجبور به تغییر در تصمیمات خواهد شد.

حالا تصور کنید بین همه این روش ها کارگران برای اعتراض به حقوق کم خود نامه درخواست حقوق به مدیر امور اداری که خود مسیول این تصمیم است ارسال کنند. نامه چه مقدار میتواند نگران کننده باشد؟ در جواباین ایراد گفته میشود آنچه منجر به فشار میگردد رسانه ای شدن نامه هاست. خوب رسانه هم مثل نامه یک بازوی راست برای تغییرات است. چرا باید از توان جمعی دانشجویان که با نماد مشت قرمز رنگ نشان داده میشود در مسیری آبی و فرسایشی و راستگرا استفاده کرد.
اجازه دهیم رسانه اثر خود را داشته باشد و جریان صنفی هم اثر خود را داشته باشد.


بخشی از نامه صنفی را بخوانیم:

در انتها، شاید ابتدایی‌ترین خواسته‌مان این باشد که از شما بخواهیم دانشجویان را در تصمیمات و جلسات خود، بالاخص در تصمیمات مستقیم در مورد خودشان، محرم بدانید. ثانیا، با توجه به اختلاف و زاویه شدید تصمیم اخذ شده با نظر اکثر دانشجویان، شایسته و قابل انتظار است که در اسرع وقت جلسه‌ای برای ارائه توضیحات در رابطه با تصمیم اخذ شده، گذاشته شود و ابهامات، سوالات و دغدغه‌های دانشجویان، پاسخ داده شود.

در پایان از شما تقاضا داریم تا مجددا با در نظر گرفتن تمام دغدغه‌های مطرح شده از طرف ما و خودتان، در تصمیم خود بازنگری فرمایید.

خواسته صنفی در نقش دادن نمایندگان صنفی در جلسات تصمیم گیری یک خواسته قابل احترام است اما به همان میزان که قابل احترام است غیر قابل دسترس است چرا که چنین نقشی باید توسط قانون مدیریت دانشگاه و حداقل توسط هیات امنا تایید شود و هیات امنا هم در هیچ موضوعی که دبیرخانه آن تصویب نکند وارد نخواهد شد و دبیرخانه عالی هیات امنا اساسا با صنفی مخالف است. پس چنین خواسته ای آن هم به صورت خواهش تنها به طنز شدن یک هدف مقدس منجر میشود و مشخص نیست چرا صنفی در اوج ضعف باید خواسته های عالی خود را مدام مطرح کند. باز هم به روش تکرار که یک روش راست گرایانه است میرسیم که جایی در حرکت های هیجانی و فصلی صنفی ندارد. تکرار کردن یک درخواست از طرف صنفی هیچ نتیجه ای جز بی اهمیت تر کردن آن ندارد.
در بخش دیگری از درخواست نامه هم خواسته شده که جلسه ای برای بررسی مجدد موضوع برگزار گردد. فرض کنیم این خواسته توسط دانشگاه مورد توافق قرار گیرد. روند این برنامه طبق تجربه قبلی به شرح زیر است.
۱. ده روز زمان برای پاسخ به درخواست
۲. ده روز زمان برای برگزاری جلسه
۳. ده روز مهلت برای اجرایی شدن مصوبات (که معمولا اجرایی نمیشود چون افرادی در جلسه قرار نمیگیرند تا بعدا به مصوبات ایراد بگیرند در اینجا معمولا معاون آموزشی)
۴. ده روز فرصت نهایی صنفی برای حل موضوع
و در نهایت بعد از پایان امتحانات درخواست برگزاری تجمع و احیانا یک توافق برای اتفاقات بعدی و اعلام پیروزی صنفی و البته شکست جریان اعتراضی.
این اتفاق تکراری در داستان سنوات و سایر موارد بارها رخ داده و نتیجه نگرفته
این است که داستان شکایت قاضی پیش داروغه که او را منصوب کرده بردن راه به جایی نمی‌برد.
صنفی باید با هوشیاری از ابزار های خود یعنی هیجانات عمومی جامعه برای رسیدن به حق و مبارزه با ظلم بهره گیرد و در‌ این راه باید غرور و تعصب را کنار گذاشته با شجاعت و تدبیر قدم بردارد. قدم های که بتواند تصمیم گیران را متوجه توان واقعی صنفی کند.

دیدگاهی دارید؟