0

بیست دو / سی و هفت

unnamed راه پیمایی امسال با توجه به مسیری که انتخاب کرده بودم. یعنی یادگار جنوب –  آزادی – برایم تازگی هایی داشت که البته بخشی از آن به تغییرات این راه پیمایی مهم برمیگردد. چند نکته که به نظرم مفید می‌آید را عرض میکنم.

  1. خواستم از پسری عکس بگیرم که پرچم ایران پوشیده بود و کنار پدرش تبلیغ برای فروش هویج می‌کرد. اما تلفنم و باران یاری ندادند و عکس اهواز را گذاشتم. بارزترین نکته ای که در امسال دیدم. این بود که مردم زیادی تمام تلاششان را کرده بودند تا از این جمعیت انتفاعی داشته باشند. این ویژگی مردمی تر شدن (هر چند تنها نگاه مالی به آن اجهاف باشد) یکی از مشخصاتی است که نشان میدهد این حرکت مردمی تبدیل به یک سنت شده است. و انشاله هزاران سال ادامه خواهد داشت. این جشن ملی دارد کم کم حال و هوای فستیوال را به خود میگیرد. این فستیوال بودن تنها به دلیل این مساله نیست بلکه نیت های مردم برای شرکت در این همایش عظیم غیر از ارادتی که به نظام (یا حداقل نبود عداوتی نسبت به آن) باشد. نیاز های دیگری مثل حضور در جمع و دیدن و دیده شدن و … نیز هست. البته من با بسیاری از آنها موافقم.
  2. دختر چادری موقری را دیدم که گل سرخ می فروخت. هر چند همه با مشکلات مالی دست و پنجه نرم میکنیم. اما غیرتم خیلی به جوش آمد و خیلی ناراحت شدم.
  3. خانواده به عنوان محوری ترین عنصر جامعه باید این رویداد و مشابه آن را به عنوان یک عید و پر از خوشی بشناسد. پس خوش اخلاقی به خانواده و برنامه ریزی خوب برای شرکت در این مراسم به شکلی زیبا و خاطره انگیز بسیار بسیار مهم است.
  4. مردم صبور و خوبمان لیاقتی بیش از این ها را دارند که مسئولین مدام حرف هایی میزدند که به سختی باید نشانه هایی از غیر حزبی بودن و ملی بودن را در آن پیدا میکردی

انرژی گرفتم برای سال بعد. اما غم های سختی مردم و خصوصا مردم اهواز بر دلم نشست.

unnamed2

دیدگاهی دارید؟