انسان احساسات متناقضی دارد. از یک طرف به دنبال استقلال و ازادی است. به دنبال عصیان و شورش است. از سلطه پذیری فرار میکند و در همان حال حاضر است برای یک رهبر ازادی خواه جان خود را بدهد. :\ دوست دارد تا جان خود را برای معشوق بدهد. همه[…]

چرا باید عاشق شویم ؟

من به هر حال که باشم
تنها به تو می اندیشم
تو بدان این را
تنها تو بدان
تو بیا
جای مهتاب به تاریکی شب ها تو بتاب
من فدای تو
به جای همه گل ها
تو بخند
تو بمان با من
تنها تو بمان

تونه دوری تا انتظارت کشمو نه نزدیکیتا دیدارت کنمو نه از آن منیتاقلبم ارام گیردو نه من،محروم از توامتا فراموشت کنم …تو در میانه ی همه چیزی!زمستانتهرگز مرانخواهد کشتخیالم می تواندهزاران هزار تابستانبیافریند.

بهار، باغ، جویِ زلاللباس، تن، صدای توستامید، ساز، ترانه هانگاه، دست و پای توست