class="no-js lt-ie9 lt-ie8 lt-ie7" > تو با شیرین زبانی های من فرهاد بازی کندوباره لحظه های عاشقی را صحنه سازی کننگاه چون شرابت را به زودی کشف خواهم کردمرا با چشم خود مشهور تر از شخص رازی کننمک گیر نگاهت کرده ای ما را خدا را شکرتو امشب با لب و موی رها مهمان نوازی کنگرامی دار عشقت را ،قیامت میرسد آخربیا پشت سر عشقی چنین فکرِ نمازی کننگاهم در نگاه تو قصیده می سراید شبعزیز من از این پس فکر شب های درازی کناگر آمد کسی پیشت سوال از عشقمان پرسیدبزن خود را به لالی” یا یَ یو یی ” لال بازی کندل ما خون شد از رقصیدن و ناز و اداهایتکمی هم جای رقصت، ورزش نرم و هوازی کن | جایی برای ننوشتن
0

تو با شیرین زبانی های من فرهاد بازی کن
دوباره لحظه های عاشقی را صحنه سازی کن
نگاه چون شرابت را به زودی کشف خواهم کرد
مرا با چشم خود مشهور تر از شخص رازی کن
نمک گیر نگاهت کرده ای ما را خدا را شکر
تو امشب با لب و موی رها مهمان نوازی کن
گرامی دار عشقت را ،قیامت میرسد آخر
بیا پشت سر عشقی چنین فکرِ نمازی کن
نگاهم در نگاه تو قصیده می سراید شب
عزیز من از این پس فکر شب های درازی کن
اگر آمد کسی پیشت سوال از عشقمان پرسید
بزن خود را به لالی” یا یَ یو یی ” لال بازی کن
دل ما خون شد از رقصیدن و ناز و اداهایت
کمی هم جای رقصت، ورزش نرم و هوازی کن

دیدگاهی دارید؟