دسته بندی: عاشقانه

به گنجشکانی که
از چشمان تو
به سوی قلب من پرواز می‌کنند
گواهی می دهم
گواهی میدهم
که یکبار عاشقت شدم
و همچنان

ادامه مطلب
شعر سعدی

هم کمند بلايی و هم کليد نجاتی

سَلِ المَصانعَ رَکباً تَهیمُ فی الفَلَواتِ [درباره چشمه‌ها از سوارانی که …

ادامه مطلب

مرا هزار امید است و هر هزار تویی!

مرا هزار امید است و هر هزار تویی! شروع شادی و …

ادامه مطلب

باز هم نصفه شب و تاب و تبی تکراری
دلبرم! دختر مهتاب! تو هم بیداری؟
گل شب بوی غزل ریز! مزاحم نشوم
وقت داری کمی از روی غمم برداری؟
میشود دست به بغضم بکشی؟ بی زحمت
میشود گوش به آهنگ دلم بسپاری؟
“یک نفر آدمم و چند نفر غمگینم”
خسته ام،خسته از این زندگی اجباری
شده مخروبه بنای دل کج بنیادم
شاعری را چه به وصله زدن و معماری
خسته ام،منتظر معجزه ی تازه ایم
تو بیایی به دلم دین نویی می آری
کاش پایان غم من به خودت ختم شود
کاش شیرین شود این درد و غم تکراری

ادامه مطلب

تو با شیرین زبانی های من فرهاد بازی کن
دوباره لحظه های عاشقی را صحنه سازی کن
نگاه چون شرابت را به زودی کشف خواهم کرد
مرا با چشم خود مشهور تر از شخص رازی کن
نمک گیر نگاهت کرده ای ما را خدا را شکر
تو امشب با لب و موی رها مهمان نوازی کن
گرامی دار عشقت را ،قیامت میرسد آخر
بیا پشت سر عشقی چنین فکرِ نمازی کن
نگاهم در نگاه تو قصیده می سراید شب
عزیز من از این پس فکر شب های درازی کن
اگر آمد کسی پیشت سوال از عشقمان پرسید
بزن خود را به لالی” یا یَ یو یی ” لال بازی کن
دل ما خون شد از رقصیدن و ناز و اداهایت
کمی هم جای رقصت، ورزش نرم و هوازی کن

ادامه مطلب

دل دید که گنجشک، قناری بشود با یک رنگ
گنجشکِ دلم رنگ به خود زد که شکارت باشد
ای کاش زمستان که گذر کرد از اینجا امسال
یارت شب سال نو ، سر سفره کنارت باشد

ادامه مطلب

خدا کند که کسی بی قرار من باشد
کسی که تا دم آخر کنار من باشد
من از دل سفری پرملال می آیم
کجاست آنکه در این راه یار من باشد؟
کسی که هر نفس پاکش آبروی من است
کسی که هر قدمش اعتبار من باشد
رفیق بی کلک جاده های تنهایی
شریک خستگی روزگار من باشد
همان گلی که در این راه زرد می شکفد
کسی که وقت تکیدن بهار من باشد
همان کسی که اگر کوله بار من خالی است
تمام من ! همه دار و ندار من باشد
در این قفس چه اسیرم ! چقدر بی تابم
چه می شود که شبی هم قطار من باشد؟
نمانده فاصله ای، پای ایستگاه ای کاش
عزیز گمشده چشم انتظار من باشد

ادامه مطلب

آن کس که آفریده نگاهت خمار بود از حسین جنت مکان

آن کس که آفریده نگاهت خمار بود در خلق و آفرینش …

ادامه مطلب

غزلم دره‌ای از نسترن و شب‌بوهاست از حامد عسگری

غزلم دره‌ای از نسترن و شب‌بوهاستمرتع درمنه‌ها، دهکده‌ی آهوهاست این طرف …

ادامه مطلب

پنداشتم که مهر تو با جان سرشته است
جان از میانه رفت و نرفتی ز یاد ما

ادامه مطلب

محبوبم
اگر روزی درباره من از تو سوال کردند
خیلی فکر نکن
با غرور تمام به آنها بگو: دوستم دارد
بسیار دوستم دارد

نزار قبانی

ادامه مطلب

تو باش
آنکه ترانه های پراکنده ی ذهنم را
با تنها کلمه‌ای
فرو می نشاند
❤️

ادامه مطلب

کوه هر صبح خورشید را در آغوش میگیرد تا گرمی آغوش تورا به یادش اورد

ادامه مطلب

سلامم را تو پاسخ گوی
در بگشای….
دلتنگم….

ادامه مطلب

کافی است یه لبخند که از حال برم

ادامه مطلب

اگر لبخندت را فروشنده بودی به جانی خریدارم

ادامه مطلب

گفتی خلاف و تضاد سلیقه داری تو چرا! چون بی تو دل سردم از همه و بودنت دل انگیز میکند همه را

ادامه مطلب

چرا باید عاشق شویم ؟

انسان احساسات متناقضی دارد. از یک طرف به دنبال استقلال و …

ادامه مطلب